هروی‌ها (به یونانی: آرین‌ها) دسته‌ای از تیره‌های آریایی كه در فلات ايران ساكن شده بودند  و در سرزمینی بارور، پیرامون هریرود (به لاتینی: Arius) جای گرفتند. نام سرزمینشان را به نام این رودخانه، هریوا (هَره‌ایوه) نامیدند، که کم و بیش با ولایت هرات امروزین همانند است. واژه هرَی از زبان ایرانی باستان هَرَیو آمده که به معنی «پُرشتاب» است.

در سده‌های واپسین هفتم و آغازین ششم پیش از میلاد٬ هریواس یکی از ساتراپی‌های هخامنشیان بشمار می‌رفت. مرکز فرمانروایی هخامنشیان در قصری در شهر آرتاکوانا بود. در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی٬ هَره‌ایوه (Haraiva) در فهرست ساتراپی‌های هخامنشیان آمده‌است.

به قول مورخ یونانی هرودت، اسکندر مقدونی در ۳۳۰ قبل از میلاد، آرتاکوانا مرکز ساتراپی هریوه را گشود. وقتی اسکندر به اين شهر آمد، آرتاکوانا شهر آباد و مرفهی بود. ساتراپ (والی) هریوه در آن زمان ساتی برزن نام داشت. سپاهیان اسکندر شهر را ویران و بسیاری از باشندگان آن را بقتل رسانیدند. اسکندر پس از تصرف شهر، در آنجا دژی برای نظامیان خود ساخت که بقایای آن هنوز باقی است. هدف از ساختن این دژ، حفظ نظامیان از شورش احتمالی مردم شهر بود. اسکندر سپس شهر را دوباره آباد کرد و نامش را «اسکندریه آره‌ایا» (Alexandria Areia) نهاد و باشندگان بازماندهٔ آرتاکوآنا را بدین شهر که هرات امروزین باشد تحویل کرد.

هرات در دورهٔ ساسانیان در سنگ‌نبشته‌ای در کعبه زردشت واقع در نقش رستم بنام هریو یاد شده‌است. در دورهٔ ساسانی از مراکز مهم نظامی و منطقه مرزی در مقابله با هیاطله بوده‌است. پیش از حملهٔ اعراب مسلمان به خراسان دارای اقلیت مسیحی نستوری بود. اين شهر مرکز شراب سازی هم بود.

هرات را دل خراسان ونیز خراسان را نيز قلب ايران نامند . بیهقی در تاریخ خود می‌گوید: «در سنه ثمان و اربع مائه فرمود ما را تا هرات رفتیم که واسطه خراسان است». در نزهة‌القلوب حمدالله مستوفی آمده‌است: «هرات هوایی در غایت نیکویی و درستی دارد، و پیوسته در تابستان شمال وزد و در خوشی آن گفته‌اند: اگر در سرزمینی خاک اصفهان و باد هرات و آب خوارزم گرد آیند مرگ در آنجا بسیار کم است... در این شهر در حین حکومت ملکان غور دوازده هزار دکان آبادان بوده و ششهزار حمام و کاروانسرا و طاحونه و سیصدوپنجاه‌ونه مدرسه و خانقاه و آتش‌خانه و چهارصدوچهل‌وچهارهزار خانه مردم‌نشین بوده‌است... مردم آنجا (هرات) سلاح‌ورز و جنگی و عیارپیشه باشند و در آنجا قلعه‌ای محکم است و آن را شمیرم خوانند. بر دوفرسنگی شهر بر کوه آتشخانه‌ای بوده‌است که آن را ارشک گفته‌اند. و این زمان قلعهٔ امکلجه میگویند و مابین آتشکده و شهر، کنیسهٔ نصاری بوده‌است».


این شهر پایگاه مهم تصوف، یعنی نظریه زاهدانه اسلام به شمار می‌رفت. افرادی از پیروان «نقشبندیه» و «چشتیه»، انجمنهای اخوت صوفیه به مقامات وزارت و صدارت عظمی رسیده‌اند.

هرات مثل اکثریت مناطق دیگر خراسان با هجوم مغول در ۱۲۲۲ م. از بنیاد ویران شد و بیش از نیمی از اهالی بومی آن قتل عام و یا آواره شدند.

هرات بین سالهای ۶۴۳ تا ۷۸۴ ه‍.ق. پایتخت سلسلهٔ آل کرت بود. تیمور لنگ در سال ۷۸۴ هرات را گشود و آل کرت را نابود ساخت. در جریان این حمله هرات بار دیگر ویران و هزاران نفر کشته شدند. شاهرخ فرزند تیمور و همسرش گوهرشاد پایتخت تیموریان را در سال ۱۴۰۱ م از سمرقند به هرات منتقل کردند.


هرات در دوره تیموریان به اوج رونق رسید و سده پانزدهم ميلادی دوران طلائی هرات بود. زيرا هرات دراين دوران از لحاظ پرورش نقاشان، معماران و موسیقیدانان خود به عنوان "فلورانس آسیا" شهرت پيدا کرده بود. در آن زمان مساجد و کاخ‌های زیبا و مجللی ساخته شد که تا این زمان زینت بخش اين شهر است. از جمله مجموعه مصلای هرات ، يک مدرسه و مسجدی که دوازده مناره در اطراف خود داشت بيشتر قابل ملاحظه است . از این مجموعه که به دستور ملکه گوهرشاد بنا شده بود، حالا تنها پنج مناره باقی مانده است.

یکی‌ از شاهزادگان‌ تیموری‌ به‌ نام‌ بایسنغرمیرزا که‌ خطاطی‌ هنرمند بود، سرپرستی‌ امور هنری‌ را در شهر هرات‌ به‌ عهده‌ گرفت‌. در آن‌ زمان‌، شهر هرات‌ مرکز تجمع‌ هنرمندان‌ شده‌ بود و معروف‌ است‌ که‌ فقط‌ در یک‌ آموزشکدهٔ نقاشی‌، شصت‌ استاد به‌ تعلیم‌ هنرجویان‌ و انجام‌ سفارشات‌ محوله‌ اشتغال‌ داشتند. معروفترین‌ استادکاران‌ مکتب‌ هرات‌ کمال‌الدین بهزاد است‌ که‌ کتاب‌ مصور و معروفی به‌ نام‌ ظفرنامه‌ تیموری‌ دارد. امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا که خود نیز نویسنده و شاعر بود به تشویق هنرمندان و ادیبان و ساختن بناهایی در هرات پرداخت.

بعد از آن  هرات كماكان در قلمرو ايران  وتحت كنترل صفويان قرار داشت. در دوران صفوی هرات مهم‌ترین شهر و مرکز خراسان محسوب می‌شد و همواره مورد طمع ازبکان بود حتی چندبار این شهر مورد حمله ازبکان اقرار گرفت . كه ارتش ايران آنها را در هم كوبيد . گفتنی است شاه عباس کبیر در این شهر به دنیا آمد و تا پیش از به سلطنت رسیدن در این شهر زندگی می‌کرد. 

حال سوال اينست كه با اينكه قرنها هرات جزئي از خاك خراسان بوده است چرا الان جدا افتاده است و خراسانيان را با مرزهاي سياسي از هم جدا ساخته اند ؟؟؟؟؟؟