یکی از ترفندها و حیله های سیاست استعماری تغییر نام های جغرافیایی است. روس ها پس از اینکه یکی از بزرگ ترین کانون های تمدن جهانی یعنی «تمدن سغدی» را به چنگ آوردند، به جای نام خوارزم و ورارود، این خاک را آسیای میانه یا ترکستان خواندند.
اگر منظور از آسیای میانه، میانه آسیا است، اینجا که میانه آسیا نیست. اگر رشته کوه های اورال را حد فاصل میان اروپا و آسیا قرار دهیم و فاصله آن را از سامان غربی ورارود و خوارزم به حساب آوریم بیش از دو سه درجه اختلاف نیست. در صورتی که از حد شرقی همین خاک تا آخر حدود چین بیش از پنجاه درجه شرقی اختلاف است. پس چگونه می تواند اینجا میانه آسیا باشد؟
این ناچیز حد میان آسیا و اروپا را شکست و خاک اروپا را تا پوزه اسپانیا و پرتغال به حساب درآورد. جواب این محاسبه صحیح بود؛ یعنی ورارود و خوارزم میان اروپا و آسیا قرار می گرفت. پس باید تمام این خاک را «اوراسیای میانه» خواند نه «آسیای میانه»، پس کاسه ای زیر نيم کاسه باید باشد.
آنچه آلکساندر‌هامبولت در اثر خود به نام آسیای میانه در سال 1843 میلادی نوشته یاوه سرایی محض است. نیکولای خانیکُف درباره تقسیم بندی او می نویسد: «روشی را که‌هامبولت به کار برده است، فاقد شرایط لازم جغرافیایی است و برای تعیین مرزهای آسیای مرکزی باید عوارض طبیعی را شاخص قرار داد.»
فردیناند ریچتوفن در کتابی که به عنوان چین نوشته است، نظریه تازه ای اظهار می کند. او قاره آسیا را از نظر جغرافیای تاریخی به دو منطقه «مرکزی» و «پیرامونی» تقسیم می کند و می گوید: «کلیه بخش های داخلی آسیا با شبکه آب های سطح الارض آن را باید آسیای مرکزی خواند».
از این آقایان باید پرسید، اگر ریگی به کفش خود ندارید، چرا محدوده های قبلی جغرافیایی را تغییر نام می دهید؟ خوارزم از دو هزار سال پیش از میلاد خوارزم بوده و ورارود (=ماوراء  النهر=پاردریا) بیش از 3500 سال تمدن دارد. قدمت خُتَن را از آثار مکشوف در تورفان می توان دانست. به نظر شما منظور از نامگذاری های جدید این نیست که ما از دو شهر کهن «سمرقند» و «بخارا» دست بکشیم و این دو نام چندین هزار ساله را زیر سرپوشِ «آسیای میانه» خفه کنیم؟»
منابع 
1. منوچهر ستوده، 1374، «جاده ای به نام جاده ابریشم نداریم»، مجله زمان، شماره 5، صص  20-22
2. منوچهر ستوده، 1367، «جاده ای به نام ابریشم هرگز وجود نداشته»، مجله ساختمان، شماره 6، صص 120-121
3. منوچهر ستوده، 1383، «جاده ابریشم-  ایلات و عشایر ایران»، فصلنامه  اباختر، سال سوم، شماره 9-10، صص 95-98
4. منوچهر ستوده، 1384،   آثار تاریخی ورارود و خوارزم، جلد اول: سمرقند و بخارا، تهران: انتشارات بنیاد موقوفات افشار، صص 20-19.