آيا پس از 200 سال جدايي از مام ميهن بلوچستان دوباره زير بيرق ايران قرار خواهد گرفت ؟
| رویکردی ایرانی در تجزیه احتمالی بلوچستان پاکستان | ۱۳۹۱۱۱۱۵ |
![]() رویکردی ایرانی در تجزیه احتمالی بلوچستان پاکستان روزبه پارساپور مقدمه آشنایی با منطقه بلوچستان بَلوچـِستان نام بخش جنوبی و اعظم استان سیستان و بلوچستان ایران و همچنین بزرگترین استان کشور کنونی پاکستان است که در غرب این کشور واقع شده و به آن بلوچستان پاکستان هم میگویند. سرزمینی که اکنون بلوچستان نام دارد به اسم «مکا» مشهور بوده که یونانیها آن را «گدروزیا» نامیدند. به همین جهت است که دریای عمان کنونی در گذشته دریای مکران نام داشته است. مجاورت سواحل سرزمین مکا یا مکران به این دریا موجب شده بود که نام شمال اقیانوس هند به نام دریای مکران شناخته شود. در زمان قدیم در سرزمین بلوچستان باتلاق بسیار وجود داشت و «اراینا» در زبان سانسکریت به معنی باتلاق است و برخی معتقدند از ترکیب این دو کلمه با کلمه «مکا» کلمهای پدید آمد که به مرور زمان به «مکران» تبدیل شد. واژهٔ بلوچستان نیز از زمانی اطلاق شد که بلوچها در آن سکونت کردند. قسمت ایرانی بلوچستان توسعه نیافته است و همین امر موجب حمایت وهابیون عربی از انجام تحرکات تروریستی در ایران شده است. اما در پاکستان به دلیل ناهمگونی نژادی و زبانی و تاریخی همواره بلوچستان در جنگ و منازعه داخلی با پنجابی ها بوده است. پاکستان حدود 172 میلیون نفر جمعیت دارد و ششمین کشور پرجمعیت جهان می باشد که 96% جمعیت آن مسلمان هستند. 75% جمعیت مسلمان سنی و اکثریت آن ها از فرقه حنفی هستند، حدود 20% مردم پاکستان شیعه هستند(synnott.2209,16) . کشور پاکستان در آسیای جنوبی است و قسمتی از آن نیز در خاورمیانه است و دارای مرزی هزار کیلومتری با دریای عمان در جنوب است . پاکستان از غرب با ایران و افغانستان، از شرق با هندوستان، و از شمال با چین هم مرز است.مساحت کشور پاکستان 803940 کیلومتر مربع است و نواحی شرق آن بر روی فلات هند و نواحی غربی و شمالی بر روی فلات ایران و سرزمین اورآسیاست. تقسیمات کشوری پاکستان شامل چهار ایالت بلوچستان به مرکزیت کویته، ایالت سرحد شمال غربی به مرکزیت پیشاور(NWFP)، ایالت پنجاب به مرکزیت لاهور،ایالت سند به مرکزیت بندر کراچی و یک منطقه فدرال پایتخت(اسلام آباد)، منطقه خود مختار قبایلی به مرکزیت میران شاه(FATA)،منطقه جامو وکشمیر به مرکزیت مظفر آباد، منطقه شمالی به مرکزیت گیلکیت. ایالت بلوچستان و ایالت سر حد شمال غربی خود نیز دارای مناطق خود مختار قبایلی هستند(PATA). بر طبق آمار سال 2006، پنجابی ها بزرگ ترین گروه قومی، زبانی پاکستان هستند که شامل 66% کل جمعیت پاکستان می شوند، دیگر گروه های مهم سندی ها 13%، پشتونها 8.5% و بلوچ ها 5%د و مهاجران که به عنوان گروه نژادی محسوب نمی شوند 7.5% جمعیت پاکستان را تشکیل می دهند. قومیت به ترکیب پیچیده ای از ویژگی های نژادی،فرهنگی،تاریخی می گویند که جوامع را احتمالا به اقوام سیاسی متخاصم تقسیم می کند.بلوچستان پاکستان به دلیل هم مرز بودن با ایران و افغانستان و اقلیت قومی بلوچ و وسعت زیاد همراه با منابع و معادن غنی از اهمیت استراتژیکی و ژئوپولیتیکی مهمی برخوردار است.اختلافات قومی در پاکستان از شروع تاسیس این کشور در سال1947 میان بازیگران سیاسی بلوچستان و دولت مرکزی پاکستان بروز کرده و به خشونت و جنگ انجامیده است . تمایلات استقلال طلبانه بلوچ ها همواره توسط ارتش پاکستان سرکوب شده است. شورش های سال های 1948، 1958، 1973، و 2004 باعث افزایش تمایلات جدایی طلبانه گردید. این مقاله با بررسی موقعیت ژئوپولیتیکی بلوچستان در صدد پاسخ به این سئوال است که چه علل و عواملی در گرایشهای تجزیهطلبانه بلوچستان پاکستان دخیل است و تجزیهطلبی در بلوچستان چه تاثیری بر ثبات داخلی و منطقهای پاکستان برجا میگذارد؟ فرضیه این مقاله آن است که بحران توزیع و تبعیض مهمترین عامل در تحریک ناسیونالیسم بلوچ به سوی تجزیهطلبی است و این مهم پیامدهای منفی بر ثبات داخلی و منطقهای پاکستان دارد. ایالات پاکستان شامل پنجاب، سند، ایالت سرحد شمالی و بلوچستان از تفاوت های زبانی ، نژادی ناشی از سنت منحصر به فرد هر منطقه برخوردارندTalbot.1988,13)). پنجاب طبق بیان محمد علی جناح بنیان پاکستان است و ارتش و اقتصاد را در دست دارد و ایالتی صنعتی است.ایالت سند نیمه فئودالی و کشاورزی است . ایالت سرحد شمالی مهم ترین جمعیت پشتون را در خود جای داده است و بیشتر پناهندگان افغان در آن جا هستند ومسیر قاچاق به افغانستان است. ایالت صحرایی بلوچستان که هم مرز ایران وافغانستان است و فقر و بی سوادی از مشخصات آن است. با وجود منابع معدنی ، ذغال سنگ و ذخایر گاز و نفت مردم این ایالت بسیار فقیر هستند. علاوه بر چهار ایالت پاکستان مناطق قبایلی خودمختار به صورت فدرال (FATA)اداره می شوند(Synnott.2009.22-23).ایالات مختلف پاکستان اشتراکات کمی با یکدیگر دارند و از اختلافات ریشه ای رنج می برند و تنش بین آن ها در مورد تامین و دسترسی به منابع طبیعی مثل آب و گاز اختلافات عمیق تری را به وجود آورده و تمایلات جدایی طلبانه را در سال های گذشته دامن زده است. چالش های موجود ناشی از ضعف سیاست ها و سازمان های کشور است. تقریبا هر دهه از تاریخ 62 ساله این کشور نشان از حکومت نظامیان داردSynnott.2009,24-25)). یکی از عوامل درگیر های قومی و مذهبی در پاکستان استفاده سکولار ها و نظامیان از مذهب برای پیشبرد مقاصد شان از جمله رویارویی با تهدیدات خارجی واقعی و فرضی است. مثل استفاده از گروه های مذهبی در جنگ افغانستان و کشمیر. مدارس طالبان که از زمان اشغال افغانستان توسط شوروی و با حمایت مالی و معنوی ضیاء الحق و پشتیبانی امریکا جهت تربیت جنگجویان اسلامی علیه شوروی به وجود آمد، پس از سقوط شوروی نیز به رشد خود ادامه دادند و تا سال 1988 با حمایت مالی ISI و تروریسم بین المللی عربستان سعودی و کشور های عربی خلیج فارس 8000 مدرسه رسمی و 25000 مدرسه غیر رسمی به وجود آمدSynnott.2009,32)). این مدارس از یکسو منشاء بسیاری از چالشهای داخلی پاکستان و حتی ناامنی ایران و خاورمیانه است و از سوی دیگر دلیلی برای مشروعیت بخشیدن به حضور نظامی آمریکا و انگلیس در خاورمیانه. تحولاتی که در قاره اروپا روی داد، موجب کشیده شدن میدان رقابت کشورهای اروپایی به دیگر قارهها به خصوص آسیا شد. یکی از سرزمین هایی که اهمیت زیادی برای دولتهای اروپایی داشت، هندوستان بود. در جریان رقابت اروپاییها برای تسلط بر هندوستان، سرزمینهای مجاور آن به عنوان معابر دسترسی به آن سرزمین، اهمیت خاصی یافت. یکی از این نواحی بلوچستان بود. توجه دولت انگلیس به بلوچستان به عنوان کمربند دفاعی جنوب غربی هند و از طرف دیگر نگاه متمرکز شاهان قاجار به بلوچستان موجب تقابل سیاست آنان شد. در این زمان دیپلماسی قوی انگلستان در برابر دیپلماسی ضعیف قاجار قرار گرفت. انگلیسی ها برای رسیدن به اهداف خود دست به هر اقدامی زدند و نقشههای گوناگونی را به اجرا در آوردند، تا اینکه در نهایت بلوچستان را به عنوان سپر دفاعی هندوستان بین هندوستان و ایران تقسیم کردند. اهمیت هندوستان برای امپراتوری انگلیس به قدری بود که برخی سیاستمداران بر این عقیده بودند که امکان زیستن برای انگلستان بدون هندوستان وجود ندارد. در انگلستان این اجماع پدید آمدکه، روسیه به زیان ایران، عثمانی و آسیای مرکزی در حال توسعه بخشیدن به قلمرو خود میباشد و از همین جا طرح «مسئله شرق» یا «بازی بزرگ» ریخته شد. در این طرح، بلوچستان به عنوان سرزمین حایل در برابر پیشروی و توسعهطلبی فزاینده روسیه به هندوستان از اهمیت استراتژیکی خاصی برخوردار شد. در این برهه زمانی انگلیس به دنبال سد دفاعی محکم و استواری میگشت تا بتواند با خیال راحتتری به سلطه خود در هندوستان ادامه دهد. آنان سد دفاعی خود را در مناطق مرکزی بلوچستان یافتند که دولت مرکزی ایران بعد از تصرف آن سیاست قاطعی برای تسلط کامل بر آن نداشت و این همان چیزی بود که انگلیسیها خواستار آن بودند چرا که به راحتی میتوانستند مناطق استراتژیک را از همدیگر جدا کرده به نقشه خود یعنی ایجاد کمربند حایل دست یابند. با پایان یافتن جنگهای ایران و روسیه، دولتمردان ایران تصمیم گرفتند بلوچستان را تحت تصرف درآورند اما انگلیسی ها تصور میکردند که دولت ایران هر قدمی که به سمت هندوستان بر میدارند به اشاره دولت روس است. ایران از آغاز سلطنت قاجاریه مرز طبیعی جنوب شرقی خود را با احتساب بلوچستان ، رود سند میدانست. عباس میرزا در خلال گفت و گوهای دوستانه و خصوصی با انگلیسی ها بارها به این مطلب اشاره کرده بود و محمد شاه نیز بر همین عقیده بود. در نتیجه انگلیسی ها درصدد ممانعت از پیشروی ایران به طرف شرق بر آمدند که اولین مورد آن مسئله هرات و به دنبال آن تقسیم بلوچستان بود که با تعیین حدود مرزی این مناطق، هم خط دفاعی هندوستان را کامل کردند و هم به پیشروی ایران به سمت شرق برای همیشه پایان دادند. پاکستان و ایران دارای دو منطقه قومیتی مشترک با یکدیگر می باشند که ریشه تاریخی این قوم ایرانی الاصل است. مرزهای مشترک ایران و پاکستان از نظر جغرافیایی جزیی از فلات بلوچستان به شمار می رود. بلوچـِستان نام بخش جنوبی استان سیستان و بلوچستان ایران و همچنین بزرگترین ایالت کشور کنونی پاکستان است که در غرب این کشور واقع شده و بدان بلوچستان پاکستان میگویند. زبان مردم بلوچستان بلوچی است که جزو خانواده زبانهای ایرانی محسوب میگردد , زبانهای ایرانی نیز یکی از زیر خانوادههای زبانهای هند و اروپایی است . جد بزرگ این زبان ایرانی باستان است . استان سیستان و بلوچستان ایران , از دو بخش تشکیل شدهاست , سیستان که شامل زابل و بخشهای اطراف آن است و بلوچستان که زاهدان و سایر بخشهای جنوبی استان را در بر میگیرد. زبان مردمان بلوچستان بلوچی است اما , زبان مردمان سیستان فارسی با گویش سیستانی میباشد.بی نظیر بوتو رهبر فقید حزب مردم در مورد بلوچستان می گوید: بلوچستان پاکستان بزرگترین ایالت پاکستان است با 8 میلیون جمعیت. یکی از بزرگترین منابع غنی گاز در بلوچستان است.سال ها است که بلوچستان دستخوش نزاع و درگیری برا ی استقلال است. در زمان دولت اول من ، حزب مردم به ساخت بنادر در ساحل مکران شامل بندر گوادر اقدام نمود(Hussain.2007,12) . درگیری های ارتش پاکستان و اقوام بلوچ در سال های 1958،1948 ،1973 و 2004 به علت نارضایتی بلوچ ها از دولت مرکزی، فقر اقتصادی و توسعه اجتماعی در بلوچستان به وقوع پیوست، در حالی که بلوچستان دارای 20 در صد ذخایر معدنی و انرژ ی پاکستان است. بلوچ ها معتقدند که بلوچستان مستعمره پنجاب است که پر جمعیت ترین و قدرتمند ترین ایالت پاکستان است(Bhutto.2008,159). موقعیت ژئوپولیتیکی بلوچستانبلوچستان پاکستان که با سه کشور پاکستان ، ایران و افغانستان و مرزهای دریای عمان هم مرز است، ایالتی وسیع و کم جمعیت است . جمعیت بلوچستان 6511000 نفر است ووسعت آن 347190 کیلومتر مربع حدود 44 درصد خاک پاکستان راتشکیل می دهد. بلوچستان پاکستان در درون مرز های خود دارای تضاد های فراوانی است که می تواند منطقه را تحت تأثیر قرار دهد ، از جمله تضاد بین ایالات متحده امریکا و طالبان و پنجابی ها. بخش بزرگی از عملیات نظامی آمریکا در افغانستان از پایگاه های پاسنیPasni)) و دالبندین(Dalbandin) سرزمین بلوچستان انجام می گیرد . با وجود آن که بلوچستان کم جمعیت ترین ایالت پاکستان (در حدود 1/5درصد است جمعیت حاضر) است ، اما از لحاظ اقتصادی و استراتژیک بسیارمهم است. بخش مهمی از انرژی پاکستان و منابع معدنی ،شامل 36 درصد کل گاز در این ایالت قرار دارد. همچنین بلوچستان دارای مقادیر زیادی ذغال سنگ ، طلا ، مس ، نقره ، پلاتین ، آلومینیوم ، و ،مهمتر از همه ، اورانیوم است و یک منطقه ترانزیت بالقوه برای خط لوله انتقال گاز طبیعی از ایران و ترکمنستان به هند و پاکستان می باشد. ساحل بلوچستان (مکران) از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این سواحل پاکستان را ازیک منطقه اقتصادی انحصاری با قابلیت انتقال نفت و گاز و مواد معدنی در طول تقریبا 180،000 کیلومتر مربع برخور دار می سازد و به بلوچستان اهمیت استراتژیک قابل توجه ای می دهد. از سه پایگاه دریایی پاکستان دو پایگاه دریایی اورمارا و گوادر در سواحل بلوچستان قرار دارند. علاوه بر این بلوچستان در نزدیکی تنگه هرمز در ورودی خلیج فارس واقع شده . بندرگوادر می تواند به بیش از بیست کشور شامل کشور های خلیج فارس، دریای سرخ و آسیای مرکزی و افریقای شرقی تسهیلات بندری و انباری و صتعتی ارائه دهد(Grane.2006.3). بندر گوادرکه با وسعت 725 کیلومتر در غرب کراچی واقع شده است، برای تقویت دفاع استراتژیک پاکستان به عنوان بندر جایگزین کراچی می باشد که روزگاری مورد محاصره نیروی دریایی هند قرار گرفت. آسیب پذیری کراچی زمانی تایید شد که بار دیگر در درگیری کارگیل مورد محاصره طولانی قرار گرفت(Grane.2006,3) . در واقع ، پروژه گوادر بخشی جدایی ناپذیر از سیاست پاکستان در تنوع بخشیدن به امکانات بندری این کشور مبدل گشت. ساخت پایگاه اورمارا در بلوچستان که در سال 2000 عملیاتی شد نیز بخشی از این سیاست است(Grane.2006,3) . حضور چین بر اهمیت بیشتر بندر گوادر افزوده است. در واقع ، بندر عمدتا با سرمایه و کار چین ساخته شده است. حتی برخی آن را به عنوان پایگاه دریایی چین در اقیانوس هند جهت محافظت پکن از خطوط تدارکاتی نفت این کشور و در مقابله با حضور رو به رشد ایالات متحده در آسیای جنوبی می دانند(Niazi,2005). دلایل بحران سلب مالکیت : بلوچستان موفق به بهره برداری از ذخایر گاز طبیعی خود نشده است. ابتدا ذخایر گاز در سویی(SUI) در سال1953 کشف شد. گاز به راولپندی و مولتان در پنجاب در سال 1964، عرضه شد ، اما کویته ، پایتخت بلوچستان ، تا سال 1986 سهم خود از گاز را دریافت نکرد و فقط به دلیل تاسیس یک پادگان نظامی در مرکز ایالت ،دولت مرکزی تصمیم به گسترش خط لوله گازدر این منطقه گرفت .در حقیقت با وجود این که 36 درصد تولید گاز پاکستان در این منطقه قرارد دارد تنها 17 در صد آن در ایالت مصرف می شود و مابقی یعنی 83 درصد به سایر نقاط کشور ارسال می شود.علاوه بر این ، دولت مرکزی قیمت بسیار کمتری برای گاز بلوچ نسبت به تولید گاز در ایالات دیگر ، به خصوص سند وپنجاب در نظر می گیرد. علاوه بر این ، بلوچستان بیشتر از4/12 درصد از حق امتیاز تامین گاز را دریافت نمی کند. بلوچستان بیش از 40 درصد از انرژی اولیه پاکستان (گاز طبیعی ، زغال سنگ ،و برق) را تولید می کند. دولت اعلام کرده است که ذخایر گازی که در حال حاضر در حال بهره برداری است تا سال 2012 پایان می یابد ، که نیاز به حفاری های عمیق تر و انجام اکتشافات تازه دارد. گزارش ها توسط کارشناسان زمین شناسی نشان می دهد که 19 تریلیون فوت مکعب گاز و 6 تریلیون بشکه ذخایر نفت در بلوچستان وجود دارد ، اما بلوچ ها مصمم به جلوگیری ازاکتشاف وتوسعه بیشتر بدون رضایت آنها می باشند. آنها خواهان توافق نامه ای برای سهم مساوی از منابع می باشند . در حاشیه قرار گرفتن: بلوچ های پاکستان علیرغم تاریخ چندین هزارساله ایرانی خود همواره نژاد و هویت خود را انکار شده دیده اند. بلوچها نقش کوچکی در ساخت و ساز بندر گوادر داشته اند ، این پروژه به طور کامل تحت کنترل دولت مرکزی و با نفی بلوچ ها کلید خورده است و به همین دلیل در اشتغال بومیان بلوچ ناکام بود و تنها در شروع آن یک ششم کارگران روزمزد آن بلوچ بودند. همچنین تنها یک جاده است که گوادر را به کراچی پیوند می دهد که دروازه بندر به سایر نقاط کشور است. اگرچه گوادر تنها منطقه بندری عمیق می باشد اما هنوز سیاست تعریف شده ای برای منطقه آزاد تجاری شدن ندارد. هیچ تلاشی برای آموزش مردم محلی جهت اشتغال در پروژه های توسعه وجود ندارد. هیچ مدرسه یا کالج فنی در گوادر یا مناطق اطراف آن وجود ندارد. علاوه بر این ، زمین اطراف بندر توسط نیروی دریایی پاکستان و گارد ساحلی زیر قیمت بازار خریداری شد و میان افسران آن ها توزیع گردید که به عنوان زمین خواری بزرگ معروف گردید .بلوچهای گوادر از این که در سرزمین خود به یک اقلیت تبدیل شوند هراس دارند. اگربرنامه های دولت مرکزی موفقیت آمیز باشد ، جمعیت گوادر و مناطق اطراف آن از هفتاد هزار نفر به حدود دو میلیون نفر افزایش خواهد یافت. بلوچ ها اعتقاد دارندکه اکثریت از آن سندی ها و پنجابی ها خواهد شد. خلع ید: دولت مایل به ساخت پادگان های نظامی در سه منطقه حساس بلوچستان - سوئی ، بانصب تاسیسات تولید گاز؛ گوادر با بندر آن ؛ و کولیو ،مرکز قوم ماری، که اکثر ملی گراها متعصب به آن جا تعلق دارند،می باشد.بلوچ ها که از قبل معتقد به استعمار شدن توسط پنجابی ها هستند احساس می کنند که با این پروژه ها خلع ید شده اند. درپشت این سه مشکل ، که بلوچ ها ان را به عنوان عمل خصمانه می دانند تقاضا برای خود مختاری و نه استقللال کامل افزایش یافته است. در حالی که اسلام آباد از نظر منابع بلوچستان را به عنوان اموال ملی می داند و بر این اساس عمل می کند ، بلوچ ها تقاضا دارند که منابع ایالت تنها به نفع مردم بلوچ استفاده شود. - خیر بوکس ماری رهبر ارتش آزادیبخش بلوچ(BLA) در سال 1991 به پاکستان بازگشت. این گروه شبه نظامی که در اوایل دهه 1980 تشکیل شد و تا سال 1991 به مسکو نزدیک بود مسئول بسیاری از حملات علیه دولت پاکستان بود.این گروه در پی تاسیس بلوچستان بزرگ شامل بلوچستان ایران و افغانستان است . حملات BLA در سال های 2003و2004 به زیر ساخت های ایالت بلوچستان و هدف قرار دادن پایگاه های اقتصادی و نظامی مثل خطوط گاز و پست های نظامی شدت یافت و اوج این حملات در می 2004 و قتل سه مهندس چینی در بندر گوادر بود(Ahmad.1999,176) . - غوس بخش بیزنجو، رهبر جناح میانه روبلوچ ، حزب سیاسی جدیدی به نام حزب ملی پاکستان(PNP) تشکیل داد. حزب ملی پاکستان برای خودمختاری ایالتی گسترده که دولت مرکزی را در کنترل دفاعی ، سیاست خارجی، ارز و ارتباطات محدود کند ، تلاش می کرد. این حزب همچنین خواهان تعیین مجدد خطوط زبانی و فرهنگی می باشد. این حزب معتقد است که مبارزه مسلحانه شانس زیادی برای موفقیت ندارد. PNPتمام تلاش خود را در کسب حمایت سیاسی برای ناسیونالیسم در میان مردم بلوچ متمرکز نموده است.بیزنجو بنیانگذار PNP در سال 1989 فوت کرد وPNP از آن زمان برای تشکیل حزب ملی بلوچ به دیگران پیوست. - عطاء اله منگال، رهبر حرکت ملی بلوچ (BNM) و رئیس بزرگترین قبیله بلوچ،نقش مهمی را به همراه ماری در تحریک شورش 1973 ایفا کرده است. در پایان این شورش ، او به یک تبعیدخود خواسته در لندن رفت و جبهه سند- بلوچ- پشتون را ایجاد نمود (SBPF، (SBPF خواهان تبدیل به کنفدراسیونی بود که در آن هرایالتی حق عضویت داشته و قدرت دولت مرکزی محدود و تحت سیطره ایالت های مستقل است . با جدا شدن منگال از این سازمان در سال 1996 BNMبا PNP ادغام شدند؛ و رهبران آن ها بعدا حزب ملی بلوچ را تاسیس کردند (BNP) (Rashid.2008,285) - سازمان دانشجویان بلوچستان (BSO) نیز به سرعت در طول همین دوره ظهور کرد و جناح های مختلف آن از یکی از سه حزب فوق پشتیبانی می کردند، اما این پشتیبانی مانع عمل به عنوان یک حزب مستقل نبود. سازمان دانشجویان برای پاکستان چند ملیتی و احیای ناسیونالیسم بلوچ مبارزه می کرد(Baloch.2002,17).این گروه نماینده آرمان های قشر تحصیل کرده بود و نیز حامی طبقه متوسط بلوچ از نظر اشتغال بود. این گروه خواستار ادامه سهمیه بندی در ارتش و دولت نسبت به تعداد جمعیت و به رسمیت شناخته شدن زبان بلوچی به عنوان یک دستور العمل میانه درایالت بود. - اکبر بوگتی، یکی دیگر از رهبران مهم قیام بلوچ ها،نیرویی تقریبا ده هزار نفری از شورشیان قبیله ای را رهبری می کرد .این گروه میانه رو همانند بیزنجو هرگزدشمن شماره یک اسلام آباد به دلیل وجود گاز طبیعی در سرزمینش و حق ویژه ای که ایجاد می کند نبوده است .در بهار سال 2005 ، دولت پاکستان توجه خود را صرفا به بخش دیرا(Dera) بوگتی (که ذخایر اصلی گاز ایالت در آن جا قرار دارد) و اکبر بوگتی رئیس بخش متمرکز نمود، با وجودی که حملات در کل سرزمین بلوچ و مناطق غیر قبیله ای در حال افزایش بود. پاکستانی ها به ایران نیز به دلیل حمایت از برخی فعالان بلوچ به منظور مقابله با طرح پاکستان، ایالات متحده در مورد بلوچستان به عنوان پایگاهی علیه تهران در آینده سوءظن دارد(The herald,sep5.2004). ایران ، که ترجیح می دهد که خروجی کشورهای آسیای مرکزی به دریا با هزینه های پاکستان باشد، بندر خود در چاه بهار را با کمک هند ساخت(Daily times.jan29.2005 ). تهران هر گونه دخالت در مشکلات بلوچستان را رد کرده است ، و اعلام نموده که با بند گوادر مخالفتی ندارد(Haidar.2005,99) . ایران همچنین به دلیل ادعای ارضی بلوچ ها به مناطق مرزی خود نگران است. در واقع ، تهران بین سال های 1973 تا 1977 در جهت کمک به پاکستان در سرکوب شورش بلوچ ها هلیکوپتر های نظامی خود را به اسلام آباد اعزام نمود. در نهایت ، بلوچ هاو همچنین مردم پاکستان، ایالات متحده را به عنوان یک مزاحم بالقوه می دانند. برخی از پاکستانی ها نسبت به تمایل واشنگتن در استفاده از بلوچستان به عنوان پایگاه حمله به ایران و همچنین خارج کردن چین از منطقه سوء ظن دارند(The nation,april11,2005). سایر مردم پاکستان معتقدند "بازی بزرگ قدرت" در کشورهای آسیای مرکزی از زمان فروپاشی اتحادجماهیر شوروی هنوز ادامه دارد. طرفداران این دیدگاه معتقدند که ایالات متحده آمریکا ، در رقابت با چین و ایران ، تمایل به کنترل خطوط عرضه نفت در خاور میانه و آسیای مرکزی و همچنین استفاده از طرح ابتکاری خاورمیانه ای خود برای انهدام کشور های بزرگ مسلمان و تعریف دوباره مرز های منطقه دارد(Ahmad.1992,196) . در مقابل ، برخی از ناسیونالیست های بلوچ ایالات متحده را متهم به همدستی با دولت پاکستان برای پایان دادن به ادعا های بلوچ ها می کنند. تا کنون هیچ کس قادر به اثبات این اتهامات نبوده است.(2) چشم انداز و چالشهای بلوچستان مستقل طی دهههای اخیر یکبار دیگر این موضوع به نحو دیگری مطرح شده و سیاست استعماری آمریکا در کشورهای خاورمیانه مدتهاست که حول محور مسائلی مانند بهرهبرداری از ضعفهای درونی کشورها بر مبنای تفاوتها و اختلافات قومی و مذهبی متمرکز است. با این وجود، آنچه در ارتباط با بلوچستان پاکستان در سطح رسانهها در سال 2011 مطرح شده، ابعاد متفاوتتری دارد. در پی برگزاری جلسه استماع در یکی از کمیتههای فرعی امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، طرح حمایت از استقلال یا خود مختاری ایالت بلوچستان پاکستان و تجزیه قومی آن برای ارائه به کنگره مورد بررسی قرار گرفت و در این زمینه بیانیهای صادر شد. در نشست کنگره آمریکا، چند نفر از چهرههای ملیگرای بلوچ، از جمله «حربیارمری»، برهمداغ بوگتی و حسین بور، به آمریکاییها اطمینان دادند که بلوچها متحدان واشنگتن هستند و نهتنها قصد دارند بندر گوادر بلوچستان پاکستان را با آمریکایی ها به اشتراک بگذارند، بلکه مدعی شدند که بلوچها اجازه عبور خط لوله گاز ایران به پاکستان(موسوم به خط لوله صلح) را از زمینهای خود نخواهند داد و با طالبان پاکستانی نیز مبارزه میکنند. ریاست جلسه کنگره را دانا رور بکر، نماینده جمهوریخواه کنگره و پیشنهاددهنده طرح تجزیه ایالت بلوچستان، بر عهده داشت که پیشتر طی مقالهای، تضعیف قدرت افراطیون در پاکستان را منوط به جدایی بلوچستان از این کشور دانسته بود. سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل و انگلستان با هدف ضربه زدن به منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و شناسایی و بهرهبرداری مستمر از منابع غنی معدنی و انرژی این ایالت، از طرح تأسیس بلوچستان بزرگ پشتیبانی مالی، سیاسی و نظامی به عمل میآورند و در ایالت بلوچستان پایگاههای جاسوسی خود را دایر نمودهاند. پایگاه هوایی شمسی نمونهای از اینگونه مراکز جاسوسی است که در پی بروز اختلاف میان آمریکا و پاکستان به حال تعطیل درآمد. در همین حال، دولت هند نیز به علت بیش از شش دهه اختلاف با پاکستان بر سر موضوع کشمیر از تحرکات تجزیهطلبان بلوچ حمایت نموده است. همچنین "رالف پیتر" افسر بازنشسته ارتش آمریکا نیز از دولت این کشور خواست تا رابطه خود با پاکستان را قطع کرده و از مبارزات بلوچها برای آزادی حمایت کند. با این وجود، در ایالت بلوچستان به علت بافت اجتماعی و سابقه سیاسی رهبران بلوچ، تقریباً تا پس از واقعه یازده سپتامبر تنها از باورهای ملیگرایانه سکولار یا لائیک حمایت عمومی به عمل میآمد، اما با اشغال افغانستان توسط ائتلاف به رهبری آمریکا و اقامت رهبران طالبان افغان در کویته (مرکز ایالت بلوچستان)، تشکیل گروه افراطی تحریک طالبان پاکستان (TTP) و سرعت گرفتن انتقال پشتونها به ایالت بلوچستان توسط دولت اسلامآباد، این ایالت به عرصه فعالیت اسلامگرایان متمایل به طالبان تبدیل شده است. امری که مورد قبول دولتهایی مثل آمریکا و هند نیست. بنابراین برخی مقامات سیاسی و اطلاعاتی آمریکایی تمایل دارند با حمایت از جدایی بلوچستان از پاکستان، کشوری با ماهیت ملیگرا و سکولار تشکیل شود تا منافع واشنگتن در منطقه به خطر نیافتد. بلوچها نیز که از سلطه اکثریت پنجابی حاکم بر پاکستان و دخالت مکرر ارتش و سازمانهای امنیتی این کشور و همچنین جنگ و ترور و نا امنی به ستوه آمدهاند، تا حد زیادی به هر دو طیف اسلامگرا و ناسیونالیست تمایل پیدا کردهاند. نتیجه گیری منابع | |
